محمد قاضی

  • محمد قاضی

تاریخ تولد: 1292/05/12
تاریخ فوت: 1377/10/24
محل تولد: ایران - آذربايجان غربي - مهاباد
مترجم
نویسنده
نجف دریابندری
قطب الدین صادقی
کیومرث صابری فومنی
فریدون مشیری
هوشنگ ابتهاج
پرویز شاپور
هوشنگ مرادی کرمانی
سیمین بهبهانی


 قاضی، محمد (زاده مهاباد 12 مرداد 1292، درگذشته تهران 24 دی ماه 1377)،‌ مترجم مشهور و برجسته


کودکی محمد قاضی آکنده از حوادث غم‌انگیز است. زمانی که تنها پنج سال داشت، پدرش عبدالخالق درگذشت. یک سال بعد مادرش آمنه به ازدواج مجدد تن در داد و قاضی به نزد پدربزرگ و مادربزرگ پدری‌اش فرستاده شد. پس از مرگ آن‌ها، او به مدت کوتاهی با عمویش زیست که این زیستن با عمو،‌ دوام چندانی نیاورد و عمویش چند ماه پس از پیوستن او کشته شد و قاضی بدون سرپرست باقی ماند. محمد ناگزیر به روستایی در مجاورت مهاباد رفت تا در‌ آن‌جا با مادرش زندگی کند و در همان‌جا خواندن و نوشتن را در مکتبخانه فرا گرفت. 

در هر حال بعد از چند ماه، عموی کوچکترش، جواد قاضی از جمله کسانی بود که محمد را به نزد خود فرا خواند تا با او زندگی کند. در آن زمان عموی محمد با اسکارمان (Oskar Mann) (1867ـ1917) محقق آلمانی در خصوص لهجه‌های کُردی و قصه‌های فولکلوریک کار می‌کرد. اسکارمان مؤلف کتاب پژوهشی در گویش مکریان کردهای ایرانی، قاضی را به آلمان دعوت کرد تا با او زندگی کند. قاضی آماده شد تا مهاباد را ترک گوید با این هدف که به یک تاجر ایرانی بپیوندد که راهی آلمان بود اما ظرف چند روز او را گم کرد و به ناگزیر در مهاباد ماند و سرانجام تحصیلات ابتدایی را در سال 1307 تحت سرپرستی قاضی‌علی، پدر قاضی‌محمد بنیانگذار حزب دموکرات کردستان و رئیس جمهوری مهاباد به پایان رساند که در سال 1326 به دار آویخته شد.

یک سال بعد، از آن‌جا که مهاباد فاقد دبیرستان بود، قاضی با عمویش جواد که به تازگی از آلمان بازگشته بود، راهی تهران شد. در مدرسه دارالفنون نام‌نویسی کرد و در آن‌جا بود که عشق پایدار او به ادبیات شکل گرفت و در زبان فرانسوی که پیش از این فراگیری آن را در مهاباد آغاز کرده بود، به مهارت کامل رسید. او از سال 1319 زندگی خویش را از طریق درآمد ناشی از ترجمه متون فرانسوی، تأمین کرد. 

نخستین ترجمه قاضی از رمان عظیم دن‌کیشوت اثر میگوئیل سروانتس (Miguel de Cervantes) (1574ـ 1616) است که به شیوه پیکارسک نوشته شده. قاضی این کتاب را از روی ترجمه متن فرانسوی آن به فارسی بازگردانده است و در پی آن داستان کوتاه ویکتورهوگو با نام کلود فقیر را در سال 1318 تحت عنوان کلود ولگرد ترجمه کرد. قاضی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران در سال 1318 فارغ‌التحصیل شد. پس از گذراندن دوره اجباری خدمت سربازی در وزارت دارایی مشغول به کار شد و بیش‌تر سال‌های خدمت اداری خود را در شعبه حقوقی آن وزارتخانه گذراند. در طول این سالیان او همچنین به عنوان مترجم آزاد با شرکت‌های مختلف فعال در ایران همکاری کرد. یک دهه بعد، قاضی کتاب جزیره پنگوئن‌ها اثر آناتول فرانس(Anatole France)  را به فارسی برگرداند و در پی آن با ترجمه زیبایش از رمان آوای وحش، جک لندن (Jack London) را به ایرانیان معرفی کرد. از آن‌جا که چندان شهرتی نداشت و ناشناخته باقی مانده بود، کوشش‌های پیاپی او برای پیدا کردن ناشر ناموفق ماند. مشفق همدانی که خود نیز مترجم بود،‌ امر انتشار ترجمه‌های قاضی را به عهده گرفت که به ترتیب کتاب‌های جزیره پنگوئن‌ها و آوای وحش را در سال 1328 به دست نشر سپرد. 

در ملاحظاتی در باب هنر ترجمه، نجف دریابندری مترجم شناخته شده و منتقد ادبی که برجسته‌ترین چهره در میان مترجمان در دهه‌های 30 و 40 در تاریخ ترجمه ایران معاصر به شمار می‌رود، ترجمه قاضی از جزیره پنگوئن‌ها را یکی از نقطه عطف‌ها در تاریخ ترجمه می‌داند.

انتشار این کتاب‌ها،‌ اعتبار و شهرت عظیمی برای قاضی به ارمغان آورد. ترجمه او از کتاب مادر خانم پرل باک که در سال 1345 انتشار یافت و کمتر از یک دهه به چاپ بیستم رسید،‌ ستایش بسیاری را برانگیخت. آنگاه قاضی به ترجمه بسیاری از شاهکارهای ادبی جهان پرداخت. ترجمه‌های او نقشی اساسی در معرفی چهره‌های ادبی غرب به عموم ایرانیان داشته است. ستایش او از ادبیات کلاسیک و روش استادانه‌اش در وفادار ماندن به متن و انتقال دقیق سبک نویسنده به زبانی شفاف و روان، ستایش بسیاری از منتقدان را برانگیخته است. او به خصوص برای مهارتش در ترجمه متون با گرایش‌های طنز‌آمیز مانند دن‌ کیشوت و زوربای یونانی ستوده شده است. اگرچه قاضی به زبان انگلیسی هم به حد کفایت آشنایی داشت اما زبان فرانسوی،‌ زبان انتخابی او باقی ماند. با درک این نکته که فاقد  شایستگی‌های لازم برای ترجمه‌های علمی و فلسفی است،‌ تمرکز خویش را بر ترجمه آثار داستانی قرار داد.

قاضی در سال 1355 پس از بازنشستگی از وزارت دارایی چند سالی با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری کرد و در آن‌جا چندین کتاب برای کانون ترجمه کرد که از آن جمله می‌‌توان به کتاب ماجراجوی جوان اثر ژاک سرون (Jacque Cervon)  (1352‌) و مجموعه‌یی از داستان‌های کوتاه با عنوان پنج قصه از آندرسن (1358) از هانس کریستین آندرسن (Hans Christian Andersen) نویسنده و شاعر دانمارکی یاد کرد که به جهت قصه‌های پریانش بسیار شهرت دارد.

قاضی شعر نیز سروده که برخی از شعرهای او در کتابی با عنوان خاطرات یک مترجم و نیز در کتاب سلسله نور و نسترن به چاپ رسیده است. او همچنین کتابی با عنوان زارا تالیف کرده که قصه‌‌ای عاشقانه و الهام گرفته از یک  افسانه کردی محلی است. نسخه ویرایش و تجدیدنظر شده این رمان که از اصل پنجاه صفحه‌ای آن برگرفته شده در 130 صفحه در سال 1370 انتشار یافت و ظرف دو سال به چاپ پنجم رسید. این رمان همچنین در سال 1356 توسط محمود رئوف مرادی به لهجه کُردی سورنایی ترجمه شده است.

شرح حال خودنگاشت قاضی از تجربه‌هایش به‌ عنوان یک مترجم با یادداشت‌های توضیحی در باب برخی از ترجمه‌هایش در سال 1371 تحت عنوان خاطرات یک مترجم منتشر شد. قاضی در کتاب سرگذشت ترجمه‌های من، یادداشت‌های توضیحی و نیز تلخیصی از 68 عنوان اثر ترجمه خود دارد. گزینشی از مصاحبه‌ها و نمونه‌هایی از شعر و نثرش و نیز تجربیاتش در تکنیک‌ها و روش‌های ترجمه در سلسله نور و نسترن و نیز دمی با قاضی به چاپ رسیده است. 

چندین عضو بلافصل خانواده قاضی در جنبش خودمختار کُردی دخالت داشتند و جان خود را در این نبردها از دست دادند. سال‌های شکل‌گیری اندیشه‌های قاضی همچنین آکنده از بی‌اعتمادی نسبت به حکومت مرکزی است. ناخوشنودی ادبی و کلامی در افق سیاسی ایران در دهه 1330 به درجه‌ای رسید که قاضی با پیوستن به جریان متمایل به چپ تا حدودی در مباحثات سیاسی چپی شرکت کرد اما برخلاف بیش‌تر مردمان زمانه خویش تعلقش به آرمان‌های چپ‌‌‌گرایانه منتهی به عملکرد سیاسی او نشد. او از فعالیت سیاسی فاصله گرفت و به هیچ حزب سیاسی وارد نگردید.  اگرچه آکنده از غرور کُردی بود، هیچ‌گاه از آرمان‌خواهی‌های جدایی‌طلبانه کُردان  حمایتی به عمل نیاورد. 

قاضی در سال 1322 با ایران سیمچی ازدواج کرد و از او دو فرزند، یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام فرهاد به جای ماند. او در سال 1355 دچار سرطان گلو شد و تا پایان عمر به دستگاه تنظیم‌کننده صدا وابسته بود. درگذشت وی قویاً در محافل ادبی بازتاب یافت. او به عنوان چهره‌ای شاخص در ادبیات در خاطرها مانده است و به عنوان یک مترجم جایگزین‌ناپذیر سالیان سال باقی خواهد ماند.

ترجمه از ایرانیکا

مهدی افشار

کتاب‌شناسی محمد قاضی