محمدحسن محبعلی
-
قسمت 1: کودکی و نوجوانی -
قسمت 2: تحصیل در دانشگاه ملی و مار در انستیتوی مرمت -
قسمت 3: مار در سازمان حفاظت از آثار باستانی -
قسمت 4: فعالیتهای پس از انقلاب و مسئولیت های اجرایی -
قسمت 5: مروری بر کارنامه کاری -
قسمت 6: پروژه سلطانیه -
قسمت 7: پروژه های مسجر جامع ورامین و تیمچه امین الدوله -
قسمت 8: برخی از پروژه های دیگر -
قسمت 9: کتابها -
قسمت 10: مقالات و پژوهش ها -
قسمت 11: تدریس در دانشگاه ها و کارگاه های آموزشی ماسوله -
قسمت 12: زندگی خانوادگی و برنامه روزانه -
قسمت 13: تجربیات و روش های کاری -
قسمت 14: مرمت و میراث فرهنگی -
قسمت 15: جهان دیروز و امروز و فردا -
قسمت 16: جهان بینی فردی
در گسترهٔ معماری و مرمت ایران معاصر، محمدحسن محبعلی از معدود چهرههایی است که مرمت را نه بهعنوان حرفهای فنی، بلکه بهمثابهٔ رسالتی اخلاقی و فرهنگی زیست کرده است. بیش از نیم قرن، میان سنگ و آجر، میان تاریخ و انسان، زیسته و کوشیده تا به یادمانها، نه صرفاً جان، بلکه شأن و حرمت بازگرداند.
زادهٔ ۱۳۲۱ در تهران و دانشآموختهٔ دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی کنونی)، محب علی از همان آغاز در تلاقی دو جهانِ معماری مدرن و سنتی ایستاد و با ایمان به اصالت ایرانی راه خود را یافت. دورهٔ تخصصی مرمت او در انستیتو مرمت ایران زیر نظر استادانی چون پروفسور پائولزی، دکتر دتسی و دکتر کسایی در گنبد سلطانیه، بنیان نگاهی شد که بعدها در سراسر فعالیتش استمرار یافت: مرمت بهمثابهٔ شناخت و احترام.
از سال ۱۳۴۸، همزمان با ورود به سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، مسیر حرفهای او آغاز شد؛ مسیری که از مدیریت دفاتر فنی در استانهای فارس، آذربایجان غربی و تهران تا معاونت «حفظ و احیا» در سازمان میراث فرهنگی کشور امتداد یافت. در این سالها، او مرمت دهها اثر را هدایت کرد: از مسجد جامع ورامین و مسجد جامع ساوه تا کاخ گلستان، تختسلیمان، قرهکلیسا، بازار تاریخی شیراز، خانه زینتالملک و امامزاده یحیی
هر بنا برای او نه پروژهای عمرانی، بلکه موجودی زنده بود که باید با شناخت روحش درمان میشد.
در روزگاری که ساختوسازهای بیهویت جای ارزشهای اصیل را گرفته، محبعلی صدای وجدان بیدار معماری ایران است؛ هنرمندی که مرمت را عبادت میداند و باور دارد:
«من نیامدهام بنا را نجات دهم، آمدهام حرمت بنا را نگه دارم.»
این گفتوگو دعوتی است به تأمل در راهی که او پیموده است — راهی از شناخت تا عشق، از سنگ تا معنا، از ایرانِ کهن تا ایرانِ ممکن.
بیوگرافی محمد حسن محبعلی
محمد حسن محبعلی (متولد ۲۱ مرداد ۱۳۲۱) معمار و مرمتگر برجسته ایرانی است که نقش مهمی در حفظ و مرمت آثار تاریخی و معماری ایرانی ایفا کرده است. او با تحصیل در دانشکده معماری و فعالیت در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، بهویژه در شهرهایی چون شیراز و آذربایجان، به مطالعه و بازسازی بناهای تاریخی پرداخته و تأثیر عمیقی بر حفاظت از میراث فرهنگی ایران گذاشته است.
زندگی
محمد حسن محبعلی در ۲۱ مرداد ۱۳۲۱ در خانوادهای متولد شد که به هنر و هندسه اهمیت ویژهای میدادند. پدرش کارشناش هندسه سنتی بود و از کودکی علاقه به ترسیم و معماری را در او و برادرانش پرورش داد. او تحصیلات خود را در مدرسه مروی تهران آغاز کرد و به توصیه معلم هندسهاش، آقای اشراقی، برای تحصیل در رشته معماری اقدام کرد. محبعلی در دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران (اکنون دانشگاه شهید بهشتی) پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۸ از این دانشکده فارغالتحصیل شد.
فعالیتهای حرفهای
محبعلی در دوران دانشجویی با اصول معماری مدرن آشنا شد، اما به پیشنهاد استادانش و با الهام از فرهنگ همپیگری و علاقه به معماری ایرانی، به مطالعه و کار روی معماری تاریخی ایران روی آورد. او در سال ۱۳۴۴، بهعنوان دانشجوی سال چهارم معماری، با سازمان ملی حفاظت آثار باستانی که بهتازگی تأسیس شده بود، همکاری خود را آغاز کرد. در تابستان همان سال، به همراه مهندس معتمدی برای برداشت کالبدی از استپانوس در تبریز به آذربایجان سفر کرد و ۴۵ روز در این منطقه به مطالعه معماری و ارتباط آن با طبیعت پرداخت. پس از آن، برای برداشت گنبد سرخ در مراغه اعزام شد و زیبایی و استحکام معماری ایرانی، بهویژه در این بنا، تأثیر عمیقی بر او گذاشت.
در سال ۱۳۴۸، پس از فارغالتحصیلی، به انستیتو مرمت پیوست که در سال ۱۳۴۶ تأسیس شده بود. او به مدت دو سال (۱۳۴۹–۱۳۵۰) در این انستیتو تحت نظر استادانی چون دکتر کسایی، دکتر سن پاولزی، دکتر دیتریش، و مگردیچمان آموزش دید و پایاننامه خود را درباره گنبد سلطانیه نوشت. در این دوره، با چهرههایی چون دکتر تهرانی بزرگ، معتمدی، و دانشدوست همدوره بود.
پس از اتمام دوره انستیتو، محبعلی به پیشنهاد دکتر محمود مهران، مدیر سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، به شیراز اعزام شد. او از سال ۱۳۵۰ به مدت دو سال در جنوب شیراز، در شهرهایی چون گراش، فسا، اوز، خنج، و جهرم فعالیت کرد و بناهایی مانند باغ نشاط لار، بازار لار، و چندین آبانبار تاریخی در گراش و خنج را مرمت کرد. او همچنین مطالعاتی روی معماری مقاوم بازار لار در برابر زلزله انجام داد. در شیراز، مرمت بناهایی چون مدرسه خان، مسجد وکیل، مسجد نو، آرامگاه خواجه ربیع، بازار، مسجد عتیق، و خانه زینتالملوک به او سپرده شد.
در سال ۱۳۵۴، به دنبال تخلف مالی مدیر وقت سازمان در آذربایجان، دکتر مهران او را بهعنوان مدیر دفتر فنی آثار باستانی آذربایجان منصوب کرد. محبعلی در شرایط دشوار آبوهوایی و با وجود مخالفت خانواده، به ارومیه رفت و دفتر فنی را در ساختمانی جدید سازماندهی کرد. او در طول چهار سال فعالیت در آذربایجان (تا سال ۱۳۵۸)، حدود ۱۷ تا ۱۸ کارگاه مرمتی در شهرهایی چون خوی، تخت سلیمان، و مهاباد راهاندازی کرد و با همکاری مرمتگرانی چون مارتن فرانسوی، پروژههای متعددی را به سرانجام رساند. او همچنین با مدیریت دقیق، از تخلفات مالی در سازمان جلوگیری کرد و روابط حرفهای و دوستانهای با همکارانش برقرار نمود.
محبعلی تا ماه چهارم سال ۱۳۵۸ در ارومیه ماند. در جریان انقلاب و درگیریهای ارومیه، شاهد تخریب بخشی از گنبد مسجد اعظم این شهر بود و پیشنهاد کرد که این بخش بهعنوان نمادی تاریخی حفظ شود.